عكس

بازم با ذهنم كاري كردم بياي سمتم... بازم من ساختمو شد...

كاش ميشد بهت بگم ميترسم پيشت باشم...

ميترسم ولم كني...

ميترسم همه اينا بازي باشي...

ميترسم دلبستگي بهت نذاره برم و موندگار شم...

ميترسم از بي پولي و سختي...

ولي جدا از همه ي اينا خوشحالم ازين كه هيچ كس جامو نميگيره، ازينكه يه جا تو دنيا هست كه من توش آروم باشم، يكي هست در هر شرايطي مراقبمه و حواسش بهم هست...

حس خوبيه بفهمي تو اين مدت من فقط نبودم كه هر روز بهت فكر ميكردم و توام بودي... حالا همه ي نگاه ها به منه كه چي ميخوام.

من نميدونم...

پ.ن: دست زير سر

وقتي به كسي ميگم انرژي منفياتو بده به من تا آروم شي، يعني خيلي واسم مهمه😛


/ 0 نظر / 34 بازدید