خرداد

بعد ٣ سال، امروز دوباره يادش كردم، اون روز، اون لحظات پر استرس، وقتي فهميدم و خودمو ميزدمو هيچوقت يادم نميره هيچوقت...

انگار من شده بودم گناه كارترين آدم روي زمين و در عين حال آش نخورده ترين...

١ سال بعد وقتي تولد آدم زندگيم شده بود ٨ خرداد، گفتم خدا اونو بهم داده تا ٧ خرداد و از ياد ببرم و جاي اون، اينو بهم داده... ٢ سال بعد كه ميشه امروز من تنهام، نميشه گفت تنها... ميشه گفت تو درست ترين رابطه ي زندگيمم ولي متزلزل ترين رابطه...

صادقانه كه بخوايم نگاه كنيم، من چيزي براي از دست دادن ندارم، خسته تر از اين حرفام كه بخوام آناليز كنم، ترجيح ميدم يه قرص بخورم و چشمامو رو همه چيز ببندم...

پ.ن: مرسي كه امشب لبخندو رو لبام اوردي...كوپ

/ 0 نظر / 38 بازدید